هماكنون تعداد قابل توجهي از توليدكنندگان كشور، سفارش محصولات چاپي خود را به كشورهاي خارجي ميسپارند. نه به اين خاطر كه محصولات چاپي ايراني را نميپسندند، تنها به اين خاطر كه ظرفيت و امكانات صنعت چاپ ايران جوابگوي نياز آنها نيست. يعني آنها به دنبال كارهاي با كيفيت هستند و خط توليد آنها به خاطر بدقوليهاي چاپخانهها نميتواند متوقف شود و نميتوانند هم درگير مسايل توليد خود باشند و هم دغدغه مواد مصرفي و كارهاي چاپي را داشته باشند و منتظر بمانند كه چاپخانهداران فلان ماشين را بخرند يا فلان آپشن را به ماشين خود اضافه كنند.
با خواندن صحبتهاي مسوولان چاپ شركت پاكشو و شركت گلستان به عنوان توليدكنندههاي شناخته شده در كشور، متوجه ميشويد كه آنها چارهاي جز سفارش دادن به خارج را ندارند و مشكلات آن را هم به ناچار پذيرفتهاند. اگر چه صنعت چاپ ايران در سالهاي اخير از رشد قابل توجهي برخوردار بوده است، همچنان از پاسخگويي به نيازهاي موجود در كشور عاجز است. متأسفانه سرمايهگذاران با توجه به نيازهاي چاپي داخل كشور در بخش چاپ سرمايهگذاري نكردهاند.
پاكشو؛ رانده شدن به تركيه
شركت پاكشو يكي از چهل و يك شركت فعال گروه صنعتي گلرنگ، توليدكننده مواد شوينده و بهداشتي است. اين شركت از سال 2002 تا كنون به دلايل مختلف حجم زيادي از محصولات چاپي خود را به چاپخانههاي تركيه سپرده است. مقدار دو ميليون و صد هزار متر مربع ليبل پشت چسبدار تنها بخشي از اين سفارشها محسوب ميشود.
مرتضي جعفري (رييس بخش چاپ و بستهبندي پاكشو) در ادامه توضيح ميدهد كه چاپخانههاي داخل كشور نتوانستهاند پاسخگوي نياز اين توليدكننده باشند.
وي براي روشن شدن بيشتر صحبتهاي خود سفارشات چاپي اين شركت را به سه گروه: 1- بستهبنديهاي مقوايي 2- محصولات تبليغاتي و 3- ليبل، دستهبندي ميكند.
او درباره بستهبنديهاي مقوايي ميگويد: «بستهبنديهاي مقوايي به جعبههاي پودرهاي شوينده و جعبههاي دستمال كاغذي و جعبههاي خمير دندان مربوط ميشود. سالانه 12 هزار تن مقوا براي جعبههاي پودر و نزديك به 6 هزار تن مقوا براي جعبههاي دستمال كاغذي وارد ميكنيم. درباره چاپ اين بستهبنديها بايد بگويم به خاطر پيشرفت قابل توجهي كه صنعت چاپ ايران در سالهاي اخير در زمينه چاپ افست داشته است و ساختار جعبههاي پودر و دستمال كاغذي ساده است و نياز به عمليات تكميلي خاصي ندارند، تاكنون در زمينه چاپ اين قبيل بستهبنديها با مشكل مواجه نشدهايم.
البته بايد بگويم در زمينه بستهبنديهاي مقوايي، هر نوع بستهبندي را نميتوانيم توليد كنيم. به طور مثال در مورد جعبههاي خميردندان، يكي از مشكلات ما، چاپ متالايز است. هر چاپخانهاي نميتواند اين كار را انجام دهد. برخي ادعا ميكنند كه اين كار را انجام ميدهند ولي كيفيت مورد نظر ما را تأمين نميكنند. در اين شرايط مجبور ميشويم نيازمان را از خارج از كشور تأمين كنيم.
همانطور كه اشاره كردم در بخش افست پيشرفتهاي قابل توجهي كردهايم ولي از نظر تكنولوژي هنوز از كشورهاي همسايه همچون تركيه و امارات عقبتر هستيم و كارهاي تخصصي را كه احتياج به عمليات تكميلي خاص دارند نميتوانيم انجام دهيم. اگر هم بشود قيمت تمام شده آن بالا ميرود.
به طور مثال يك نمونه از شامپوهاي ما جعبه مقوايي دارد. طلقي داخل اين جعبه قرار دارد كه جاي ليف و شامپو را از هم جدا ميكند. ما پس از گذشت چند سال از اولين توليد اين بستهبندي، همچنان با توليد اين جعبه مشكل داريم ولي در خارج اين كار به راحتي انجام ميشود. در اينجا با دايكات و جعبه چسباني آن مشكل داريم. طلق را آنطور كه ما ميخواهيم نميتوانند داخل جعبه بگذارند. من مطمئن هستم در صنعت شكلات هم به طور حتم چنين مشكلي وجود دارد.
يا قرص ظرفشويي ما جعبهاي گرد دارد اين جعبه احتياج به دايكات و لمينيت خاصي دارد كه در كشور همسايه به راحتي توليد ميشود اما در كشور ما نه. شايد بگوييد طرح جعبههاي ما خاص و پيچيده است، اما اينطور نيست. مدل جعبههاي ما از نمونه مشابه خارجي برداشته ميشود و در خارج از كشور به راحتي تأمين ميشود.»
جعفري در ادامه به محصولات تبليغاتي شركت پاكشو اشاره كرده و بيان ميكند: «بروشور، كاتالوگ، ساكهاي خريد عمده محصولات اين بخش به شمار ميروند. در مورد چاپ بروشور و كاتالوگ با پيشرفتهايي كه انجام گرفته، مشكلي نداريم. ساكهاي خريد ما پليمري هستند. ماشينهاي فلكسو و گراوور موجود در كشور با آپشنهايي كه دارند، كيفيت مورد نياز ما را تأمين ميكنند.»
جعفري كه دل پري از صنعت چاپ كشور در زمينه چاپ ليبل به صورت رول دارد، توضيحات خود پيرامون چاپ ليبل را با توجه به حجم سفارش قابل توجه آن به بخش سوم صحبتهاي خود موكول ميكند، تا يك دل سير از آن بگويد.
وي در اين باره ميگويد: «بيش از 15 سال در زمينه چاپ و بستهبندي سابقه دارم كه حدود 8 سال آن را عهدهدار مسووليت بخش چاپ و بستهبندي شركت پاكشو بودهام. در اين مدت براي انجام سفارشات چاپي مختلف با شركتها و چاپخانههاي بسياري صحبت و رايزني كردهايم.
طي چند سال فعاليت به ويژه در سالهاي اخير صنعت چاپ كشور در تمام زمينهها رشد كرده است اما هنوز براي پيشرفت جاي بسيار دارد. نزديك به چهار سال است كه ليبل چسبانهاي اتوماتيك را به مجموعه توليدي خود اضافه كردهايم و ليبلهايمان به صورت رول چاپ ميشود. تا پيش از اين ليبلها را به صورت ورقي چاپ ميكرديم و در خط توليد به صورت دستي به روي محصولات چسبانده ميشدند. در سال حدود دو ميليون و صد هزار متر مربع ليبل پشت چسبدار مصرف ميكنيم. 30 درصد از اين مقدار كه كاغذي است، در ايران چاپ ميشوند و مابقي را از كشور تركيه وارد ميكنيم.»
در ادامه جعفري برخي مشكلات صنعت چاپ را كه شركت پاكشو در سفارش كار چاپي با آنها مواجه شده است، برميشمارد.
كمبود دانش فني
جعفري ميگويد: «در بخش فلكسو وقتي براي چاپ ليبلهاي اين مجموعه به سراغ برخي چاپخانهها رفتيم، ديديم كه آنها تجهيزات به روز و قابل قبولي دارند. اما در مورد كليشهسازي، كليشه با كيفيت توليد نميشود. ما در قسمت پيش از چاپ با تفكيك رنگ، نوع ترامگذاري ساخت كليشه و به طور كلي موارد فني كه بايد در ساخت يك كليشه لحاظ شود مشكل داريم. اين قاطعيت صحبت من به اين دليل است كه در چاپ به رنگ مورد نظرمان دست نمييابيم و مدام در حال تعويض كليشه هستيم. اما در تركيه با همين ماشينآلات كار را به درستي و بدون كوچكترين عيب و نقص براي ما انجام ميدهند.
به نظر من مشكل، كافي نبودن دانش فني كاركنان اين بخش است. طراحان گرافيك طرح را مناسب چاپ فلكسو و گراوور طراحي نميكنند. كار آنها تنها با چاپ افست همخواني دارد. به نظر من صاحبان اين واحدها بايد در بخش نيروي انساني خود نيز سرمايهگذاري كنند. »
دستگاههاي نامناسب
جعفري خاطر نشان ميكند: «متأسفانه دستگاهها و ماشينآلاتي كه در زمينه چاپ ليبل در كشورمان خريداري شده، توانايي پاسخگويي به نيازهاي مختلف مشتريان را ندارند. در مواجهه با اين دستگاهها اينگونه برداشت ميشود كه در هنگام خريد، شناخت كافي وجود نداشته يا در خريد آنها به نوعي صرفهجويي انجام شده است. به جاي خريد دستگاههاي اروپايي، دستگاههاي آسياي شرقي، آن هم دست دوم و كهنه خريداري ميشود.
تنوع لازم در عرض چاپ و تعداد رنگ ماشينآلات وجود ندارد و اغلب آپشنهاي لازم را ندارند. اگر ماشيني آپشنهاي كامل را دارد تعداد رنگهاي آن كم است. به طور مثال در ليبلهاي جنس PE در زير چاپ بايد يك لايه چاپ سفيد زده شود تا رنگهاي چاپ روي آن درخشندگي مناسبي داشته باشند. اين رنگ سفيد تنها زماني كه با روش سيلك اسكرين چاپ شود، كيفيت لازم را ميدهد. اغلب ماشينها آپشن چاپ سيلك اسكرين روتاري را ندارند. اگر هم داشته باشند تعداد برجهاي چاپي آنها كم است. در حالي كه در ماشينهاي چاپ تركيه، خود ماشين ليبل PE پشت چسبدار را باز ميكند و روي چسب يك لايه سفيد چاپ ميكند. در برجهاي بعد سه تا 4 رنگ ديگر را نيز چاپ ميكند، ليبل را ميبندد و سه رنگ ديگر روي آن چاپ ميكند. اكثر ليبلهاي ما 6 رنگ تا 9 رنگ هستند. خيليها ميگويند چرا 9 رنگ، بايد بگويم كه بخش بازاريابي ما اين طرح را ميپسندد چون در بازار جواب گرفتهايم. ماشيني پيدا ميشود كه 11 رنگ است ولي عرض آن 80 سانتيمتر است يعني ما بايد در هر بار يك ميليون ليبل سفارش بدهيم. يعني اندازه مصرف 6 ماه را يكجا بايد به اين چاپخانه سفارش بدهيم تا بتواند سفارش ما را انجام دهد. در آخر هم كيفيت رنگي مناسب ما را تأمين نكند.
ماشينها اغلب طلاكوبي ندارند. اگر هم داشته باشند، كيفيت لازم را به ما نميدهد.
در تركيه با تكنولوژي روز دنيا پيش ميروند، البته ايرانيها نيز ميخواهند كه با تكنولوژي روز دنيا پيش بروند، ولي درآمد آنها كفايت نميكند. ما با يكي از چاپخانه ها وارد مذاكره شديم كه يك ماشين با برخي قابليتهاي خاص تهيه كند. آن مدير به ما گفت: «من از ميزان سفارش مشتري مطمئن نيستم كه بخواهم بروم دستگاه مورد نظر را خريداري كنم. من هم به عنوان مشتري به آن اعتماد نميكنم كه آيا زماني كه ماشين را ميخرد ميتواند كيفيت مورد نظر من را تأمين كند يا نه!»
بيتوجهي به كيفيت و نظر مشتري
جعفري درباره كيفيت محصولات چاپي نيز به نكات در خور توجهي اشاره ميكند: «كمتر ماشيني در ايران تجهيزات كنترل كيفيت دارد. ليبلها پيش از چاپ كنترل نميشوند. در ايران براي چاپخانههاي ما اهميت ندارد كه كار كيفيت دارد يا نه. در خارج چاپخانهها كلي ضايعات ميدهند تا به كيفيتي كه مشتري به دنبال آن است، برسند. در ايران اين همه براي خريد ماشينآلات سرمايه ميگذارند ولي براي كنترل محصول هزينه نميكنند. در ايران تعهد كاري بايد تقويت شود. اگر به كار چاپخانه ايراد بگيريم، چاپخانهدار ميگويد با شما كار نميكنيم، آنها توقع دارند هر كار چاپي كه به ما ميدهند ما قبول كنيم. جنس سافتلن طلايي (يكي از محصولات شركت پاكشو)، PE است. مستربچ روي اين بطري نيز رنگ طلايي است. ليبلپذيري جنس PE سخت است. مستربچ طلايي هم باعث ميشود ليبل به آن سختتر بچسبد. ليبل مورد نظر ما متالايز است كه بر روي آن چاپ انجام ميشود. نمونه ليبل را در تركيه آزمايش كرديم. دستور توليد اين محصول را داديم. ليبلها به ايران آمد. زماني كه روي محصول چسبانده شدند، واحد كنترل كيفيت گفت ليبلها از روي كار بلند ميشود. بين ما و شركت ترك يك اعتماد دو طرفه وجود دارد.
مشكل را براي آنها توضيح دادم، آنها گفتند 3 روز ديگر ليبل به دست شما ميرسد. 3 روز بعد 100 هزار جفت ليبل براي ما فرستاد. علت بنا به گفته شركت ترك اين بود كه چسب ليبل قبلي فاسد بود. آنها مشكل را به راحتي پذيرفتند. هنوز هم ليبلهاي خراب در گوشه انبار ماست.»
در حسرت مواد مصرفي مرغوب
جعفري با اشاره به اينكه در ايران با تأمين مواد اوليه مرغوب و يكدست مشكل داريم، ادامه ميدهد: «مواد مصرفي، كاغذ و مركب، بر روي كيفيت چاپ تأثير بسياري دارند. ما مجبوريم از يك توليدكننده داخلي يا از تايلند و تايوان كاغذ و مواد چاپ پذير را تهيه كنيم.
در تركيه محدوديت منابع مواد مصرفي وجود ندارد. در آنجا توليدكنندهاي وجود دارد كه انواع جنسهاي چاپ پذير را توليد كند. در هنگام سفارش جنسهاي چاپپذير كاتالوگي در اختيار ما ميگذارند كه 78 نوع محصول مختلف در آن وجود دارد. در هنگام سفارش من يك چمدان ظرف خالي با خودم به تركيه ميبردم كه آنها آزمايش كنند چه جنسي با ظرف مطابقت دارد. نميخواهم همه مشكلات را به گردن چاپخانهدار ايران بيندازم. چاپخانهدار هم از توليدكننده داخل جنس را ميخرد به جاي اينكه با سرعت بالا چاپ كند، مجبور است با سرعت پايين چاپكند زيرا سطح چاپشونده جواب نميدهد. ماشين مدام بايد متوقف شود رنگها منطبق نميشوند، رنگها بالا و پايين ميشود و يكنواخت در نميآيد.
تركيهايها آنقدر به كيفيت اهميت ميدهند كه چين با اينكه بازار دنيا را گرفته ولي نتوانسته وارد بازار تركيه شود. كيفيت خوب تحويل ميدهند و پول آن را هم ميگيرند.»
جعفري درباره مركب نيز ميافزايد: «يكي ديگر از مشكلات ما، تأمين رنگهاي پانتون در ايران است. رنگهاي اكثر ليبلهاي ما رنگ spot است.
چاپخانهداران ايران اصرار دارند كه با 4 رنگ CMYK تمام رنگها را دربياورند. اگر قرار بود هر كاري با 4 رنگ دربيايد، پس چرا رنگهاي ساختگي (spot) به وجود آمد. رنگ يكي از ليبلهاي ما، رنگي با رنگمايههاي صورتي بود. مركب اين رنگ در بازار تركيه نبود. چاپخانه طرف ما ظرف 48 ساعت 40 كيلومركب را از آلمان تهيه كرد. چاپخانه در ايران با مركب 4 رنگ، رنگ مركب Spot را براي مشتري ميسازد و مشتري را قانع ميكند كه اين رنگ همان رنگي است كه تو (مشتري) ميخواهي.»
زمان تحويل و قيمت
جعفري در پايان صحبتهاي خود از مدت زمان تحويل توسط چاپخانهداران تركيه ميگويد: «به طور مثال امروز سيدي را با پست براي آنها ميفرستيم، 2 روز طول ميكشد سيدي به دست آنها برسد. 4 روز تفكيك رنگ به طول ميانجامد. چون نوشته ليبلها فارسي است، من حضوري درستي آن را تأييد ميكنم. سپس كليشه را تهيه ميكنند. براي تأييد چاپ به چاپخانه ميرويم. با تأييد ما توليد انبوه شروع ميشود، در يك كلام از زمان سفارش تا زمان چاپ در تركيه يك هفته تا 10 روز به طول ميانجامد. اگر سفارش دير به دست ما برسد به طور حتم در گمرك ما با مشكل مواجه شده است.»
وي ميافزايد: «هماكنون 40 درصد از كل هزينه سفارش محصول ما به تركيه به گمرك مربوط ميشود. با اين حال قيمت چاپ محصول در آنجا براي ما نسبت به ايران ارزانتر تمام ميشود. فكر ميكنم چون چاپخانهدار ايراني ميگويد من ظرف مدت 2 سال بايد پول خريد ماشين را دربياورم. اما در تركيه اينگونه نيست، آنها با قيمت معقول شروع به رقابت ميكنند. البته دولت تركيه از صادرات حمايت ميكند و به آنها تخفيف مالياتي و وامهاي كم بهره تعلق ميگيرد. همه اين موارد باعث ميشود ما با تركيه كار كنيم.»
گلستان؛ بايد خودمان به فكر چاپخانه باشيم
شركت گلستان از ديگر توليدكنندگان كشور است كه براي تأمين محصولات چاپي، توليدات مختلف از جمله چاي، برنج و خشكبار خود به اجبار به كشورهاي خارجي پناه برده است. با خواندن حرفهاي مويد بوشهري مدير تداركات و چاپ شركت گلستان، به دلايل اين كار آنها پي ميبريد.
بوشهري ميگويد: «صنعت چاپ در ايران طي سالهاي اخير پيشرفت خوبي داشته است و ميتوانيم خودمان را در دنيا مطرح كنيم. ماشينآلات و تجهيزات كارايي وارد كشور شده ولي هنوز كامل نيست و متأسفانه هنوز به كشورهاي خارج نياز داريم.»
تنوع محصولات چاپي
وي معتقد است در زمينه انجام مجموعه عمليات تكميلي بر روي كارهاي چاپي ضعيف هستيم و ادامه ميدهد: «عمده محصولات چاپي ما مربوط به جعبه و كارتن ميشود اين مقدار به 1000 تن در سال ميرسد. از ديگر محصولات چاپي مورد مصرف در كارخانه ما اتيكت و پاكتهاي چاي كيسهاي است. كيسههاي برنج و لفافهاي بستهبندي خشكبار از ديگر اقلام چاپي مورد مصرف در كارخانه گلستان به شمار ميروند.»
بوشهري درباره اتيكت و پاكتهاي چاي كيسهاي ميگويد:« اتيكت و پاكتهاي چاي كيسهاي به برش خاصي نياز دارد. قالبهاي اين نوع برش بايد در خارج از كشور ساخته شود. تا به حال چاپخانهاي داخلي اين كار را انجام نداده است. چند سال پيش يكي از چاپخانهها پذيرفت كه اين قالب را بسازد. 4 سال پيش 2 هزار دلار هزينه ساخت اين قالب شد، وقتي نوبت به انجام عمليات رسيد بحث قيمت تمام شده مطرح شد. قيمت هر پاكت چاي تأمين شده در داخل كشور 5/1 برابر گرانتر از پاكتي كه در حال حاضر از كشور اسپانيا تأمين ميگردد، برايمان تمام ميشد. با چاپخانهدار ايراني صحبت كرديم كه دليل قيمت بالا چيست. جوابي نگرفتيم. به نظر من سر چاپخانهها شلوغ است و به اين نوع كارها اهميت نميدهند. اين پاكتها در سال 40 تا 50 تن وارد ميشود.»
وي ميافزايد: «پاكت چايهاي كيسهاي يك پرفراژ دارد، به خاطر اين پرفراژ، توليد آن را به كشورهاي اسپانيا و ايتاليا ميسپاريم. خط توليد كارخانه ما و به طور كلي كارخانههاي چاي ديگر با اين مدل پاكت و اتيكت همخواني دارد.
كيسههاي برنج، محصول ديگر گلستان است. با چاپ اين كيسهها مشكل نداريم ولي سر اين كيسهها احتياج به دوخت خاصي دارد كه پس از باز شدن حالت زيپ كيپ پيدا ميكند. تجهيزات دوخت آن در چاپخانههاي ايران وجود ندارد. به همين دليل كيسههاي برنج را 12 سال است از دبي تهيه ميكنيم.»
بوشهري به مشكل ديگري اشاره ميكند: «جعبههاي چاي پس از چاپ بايد لاينرگذاري شوند. در ايران يك شركت قادر به انجام اين كار است. البته قدمت دستگاه اين واحد به 40 سال پيش بازميگردد و ظرفيت توليد اين ماشين در حالت خوشبينانه 60 هزار جعبه در روز است. اگر دو كارخانه همزمان به اين واحد سفارش كار بدهند، ظرفيت آن پر ميشود. در حالي كه هم اكنون بيش از يك ميليون جعبه، پشت خط توليد است تا لاينرگذاري شوند. شركت گلستان تنها به خاطر لاينرگذاري، جعبههاي چاي را از هند وارد ميكند. در خط توليد ما سه دستگاه پركن وجود دارد و نميتوانيم آنها را از خط توليد خارج يا متوقف كنيم.» وي ادامه ميدهد: «سال گذشته به خاطر دير رسيدن جعبههاي داخلي و متوقف شدن خط توليد، نزديك به 9 ميليون جعبه را از هند وارد كرديم. به جرأت ميتوانم بگويم كيفيت جعبههاي داخلي از جعبههاي خارجي مطلوبتر است ولي قيمت خارجيها ارزانتر است. اين را ميگذاريم به حساب اينكه كيفيت ما بهتر است. 4 سال است اين جعبهها را وارد ميكنيم. محصول چاپي ديگري كه وارد ميكنيم كيسههاي پارچهاي برنج است.»
بوشهري با بيان اين مطلب ميگويد: «در ايران 6 ماه به دنبال چاپخانهاي بوديم تا اين كيسهها را چاپ كند تعداد زيادي اين كار را انجام دادند ولي كيفيت مورد نظر را نداشت. مشكل آن بود كه مركب، سطح پارچه را به طور كامل پوشش نميداد. به ظاهر مركبي كه روي اين كار ميآيد مركب خاصي است. يكي از چاپخانه ها گفت كه مركب آن در تركيه پيدا ميشود، چند ماه است منتظر هستيم ولي جواب نگرفتهايم. با كارخانههاي مركبسازي هم صحبت كردهايم. ميدانند مركب مورد نظر ما چه نوعي است، ولي گويا براي آنها صرف نميكند. ناگفته نماند كه به سراغ چاپ پارچه نيز رفتيم ولي هزينه آن براي هر كيسه دو برابر قيمت تمام شده كيسه وارداتي از هند است. به همين جهت آنها را از هند وارد ميكنيم.»
مواد مصرفي
عدم دسترسي به مواد مصرفي يكسان و ثابت از ديگر مشكلات شركت گلستان است. به گفته بوشهري براي پاكتهاي چاي، كاغذهاي خاصي با ضخامت وطول و عرض مشخص مورد نياز است. اين كاغذها در خط توليد با ماشين دوخت، دوخته ميشوند. هميشه اين نوع كاغذ در بازار وجود ندارد. همچين براي خريد مقوا پيشبيني 4 ماه آينده را ميكنيم.
لفافهاي با دنسيته بالا براي بستهبندي پسته را به صورت دو طرف دوخت 20 سال است كه از فرانسه وارد ميكنيم. حجم واردات اين لفافها به 30 تا 40 تن در سال ميرسد.
مشكلات واردات محصولات چاپي
مويد بوشهري در خاتمه يادآور ميشود: «شركت گلستان در زمينه ورود محصولات چاپي به داخل كشور با مشكل رو به رو است. زيرا براي واردات يك محصول به تأييديه عدم ساخت نياز است. برخي از اين محصولات چاپي در ايران قابل توليد هستند ولي يا جوابگوي حجم توليد ما نيست يا با دستگاههاي توليد ما جور درنميآيند. بارها به وزارت فرهنگ و ارشاد مراجعه كردهايم و گفتهاند خدمات مورد نياز شما در ايران ارايه ميشود. ما گفتيم معرفي كنيد و معرفي كردهاند و ما نيز به سراغ آنها رفتهايم، ولي خدمات آن واحد جوابگوي نياز ما نيست.
از طرف ديگر هميشه يك كانتينر محصول چاپي بايد در انبار ما وجود داشته باشد و اين يعني خواب سرمايه. ما تا به حال نخواستهايم وارد فعاليت چاپ شويم و در حوزه كاري ديگر دخالت كنيم. ولي به جايي رسيدهايم كه در حال بررسي خريد ماشين چاپ هستيم. من فكر ميكنم خدمات مورد نياز ما توسط چاپخانههاي ايران به آساني قابل ارايه باشد، ولي به نظر ميرسد سر چاپخانهها آنقدر شلوغ است كه زمان خود را براي انجام اين كارها صرف نميكنند. اگر سرشان خلوت بود به طور حتم به خواست و نياز شركتهاي توليدي توجه بيشتري نشان ميدادند!»